تبليغاتX
خانه ی شاپرک ها

خانه ی شاپرک ها
 
قالب وبلاگ

با سلام ،به وبلاگ مرکزشماره 3 اراک خوش آمدید.مطالب مندرج دراین وبلاگ حاصل تلاش جمعی مربیان فرهنگی ،هنری وادبی مرکز بوده ونحوه مشارکت ایشان به ترتیب زیر می باشد:

-خانم لیلی همتی(مربی مسئول مرکز) جمع آوری وانتخاب مطالب

- خانم سیمین قربانی(مربی فرهنگی مرکز) تایپ وگذاشتن پستها

- خانم زهرا غلامی(مربی ادبی مرکز) متن ادبی گزارشها وآماده سازی آثار ادبی اعضا

- خانم ساره وفا(مربی هنری مرکز) عکاسی ازکلاسهای هنری

[ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 11:22 ] [ شاپرک ]

سه ... دو.... یک..... شروع شد !!!

یک بود یکی نبود .......

امروز استارت پانزدهمین جشنواره قصه گویی درارومیه زده شد .

 از میون قصه گویان شرکت کننده در این جشنواره دو تا از قصه گو های خوب استانمون هم حضور دارند ( خانمها همتی و محمودی ) برای دوستانمون آرزوی موفقیت می کنیم . امیدواریم که در مرحله کشوری هم شاهد درخشش این عزیزان باشیم.

 

[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 11:6 ] [ شاپرک ]

بیستم تا بیست وپنجم دی ماه هفته هنراستان مرکزی بود .

کجا؟درفرهنگسرای نیاوران.

ماهم شال وکلاه کردیم ورفتیم با یک عالمه سوغاتی.

کاردستیهای زیبایی که هرکدام نماینده فکروذوق اعضا کانون بودند .

نقاشیهایی که جای خودشان رادرقلب هربازدید کننده ای بازمی کردند.

آرشیو آثارادبی که مانند ترشی هفت میوه توی زمستان مزه می داد.

عروسکهایی که بازدید کننده هارابه دنیای کودکیشان می برد.

 وانیمیشن ها وماکت هایی که حاصل تفکر وتعمق

 اعضا درآیات کتاب آسمانی بود.

 

خانم همتی به عنوان نماینده کانون معرف هنرکودکان درهفته هنراستان مرکزی بود.

نمایشگاه هفته هنراستان مرکزی با مدیریت اداره فرهنگ وارشاد اسلامی استان

اجرا شدوهنرهایی مثل گلیم فرش ،منبت ،معرق ،هنرهای تجسمی ،نقاشی و تعزیه خوانی دراین نمایشگاه به علاقمندان هنر عرضه گردید.

 

 

[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 16:21 ] [ شاپرک ]

 

 

[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 11:35 ] [ شاپرک ]

سال 1390، سال دميدن روحيه جهاد و تلاش در فضاي ايران اسلامي است

 تا به يمن نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي، همة ملت شريف ايران با جهادي اقتصادي، مسير رشد

و تعالي فکري، علمي و اقتصادي را با سربلندي و عزت بپيمايند.

مرکز فرهنگی هنری شماره ۳ نیز فعالیتهای پیش بینی شده خود را در خصوص هفته پژوهش اعلام می دارد.

۱- معرفی کتاب چگونه پژوهش کنیم ( راهنمای آموزشی برای نوجوانان ).

۲- معرفی نوجوان پژوهشگر و محقق برتر در مسابقات "پژوهشگر جوان " در کشور آلمان.

۳- فضا سازی مرکز به مناسبت هفته پژوهش با کمک اعضاء.

۴- معرفی آثار پژوهشی اعضاء در جشنواره های مختلف.

۵- آشنایی اعضاء با کتابهای پژوهشی و دایره المعارف و فرهنگ نامه ها در مرکزو استفاده صحیح از آنها. 

۶- معرفی کتابهای جدید علمی  و آموزشی در قفسه تازه های کتاب در مرکز .

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 11:9 ] [ شاپرک ]

بچه ها ردیف ، ردیف در نمازخانه نشسته بودند .

پذیرایی های شب یلدا روی میز چیده شده بود .

کدو و لبو پخته شده ، انار و هندوانه و...

     

 از همه مهمتر روی میز یک جلد شاهنامه و یک جلد هم کتاب حافظ به چشم می خورد

 

با سلام و تبریک شب یلدا شروع کردیم

بعد اجرای نمایش خاله سوسکه را داشتیم

   

و پس از آن خانم همتی با قصه آدی و بودی بچه ها را به دنیای خیال انگیز قصه ها برد

معرفی کتاب شب یلدا وکتاب شاهنامه توسط خانم غلامی انجام شد

 

خانم قربانی با کمک بچه ها شعر ریتمیک شب یلدارا خواندند و همچنین دو مسابقه هم اجرا کردند.

 

[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 12:26 ] [ شاپرک ]

 

 اسمش چیه؟ ماشینه

توش پر سرنشینه

                                                 

دوچشم داره چراغه

برف پاک کناس درازه

                                            

یه دل داره مهربون

مسافراش همزبون

 

کار می کنه فراوون

لبش یه بوق خندون

 

ماشین جونم تو ماهی

همیشه توی راهی

 

آروم برو همیشه

تاکه تصادف نشه

 

                                  حوریا حسینی – کلاس دوم

 

حوریا یکی از شاعران کودک مرکز شماره 3اراک می باشد که حضوری فعال در کلاس ادبی دارد . تازگی ها شعری را که خواندید در نشریه قاصدک ویژه سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری اراک چاپ شده است.این موفقیت را به دختر شعر های پولکی تبریک می گوییم.

 خبردیگه اینکه ...

داستان خط فاصله از خانم غلامی مربی ادبی توانای مرکز هم در نشریه فوق به چاپ رسیده است برای ایشان هم آرزوی موفقیت می کنیم.

 

[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 13:10 ] [ شاپرک ]

طی نشست ادبی که روز پنجشنبه 24آذرماه 1390برگزارشد اعضاء مرکز که با کتاب "فقط بابا می تواند مرا از خواب بیدار کند" ونویسنده آن" خانم مژگان بابا مرندی" توسط مربی ادبی مرکز خانم غلامی آشنا شده بودند با بیان نظرات خود در این جلسه حضوری فعال داشتند .

شرکت کنندگان در این برنامه :

آقایان : علی بابایی - پوریا غلامی – محمد جواد هاشمی

خانمها : بهاره عیسایی – مبینا نام آور – ریحانه شمسی

                 

با تشکر از کارشناس واحد ادبی سرکار خانم کوچکی که این برنامه مفید و موثر را تدارک دیده اند و همچنین خانم زهرا غلامی مربی توانا و کوشای مرکز که به نحو احسن در این رابطه به اعضاء اطلاع رسانی کردند و همینطور تشکر ویژه از اعضاء خوب مرکز که مثل همیشه مارا در اجرای این برنامه  یاری کردند.

 

[ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ 12:9 ] [ شاپرک ]

خستگی راتو به خاطرمسپار

  که افق نزدیک است

  وخدایی بیدارکه تورامی بیند

  وبه عشق توهمه حادثه ها می چیند

  که تو یادش باشی!!!

 

با تمام وجودم ایمان دارم که هیچ چیزدرزندگی تصادفی نیست ودر پس هراتفاقی حکمتی نهفته است وحالا پذیرفته شدن درمرحله کشوری جشنواره قصه گویی رانه یک تصادف که یک هدیه ازطرف خدا می دانم ،زیرا قصه امسال را بانام وتوکل به او نوشتم وقصه گویی کردم وبسیارشکرگزارم که برخلاف همه انتظارات خداوند دست مرا گرفت وگفت :بگو

یکی بود 

               یکی نبود

                                  غیرازخدا

                                                    هیچ کس نبود.

                                                                                    همتی

[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 14:35 ] [ شاپرک ]

هر گوشه از مرکز را که نگاه کنی یاد حسین در قلبت موج می زند .

مربیان مرکزپانل های معرفی ایام ُ معرفی کتاب و شعر را به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان طراحی کردند  .


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 15:0 ] [ شاپرک ]

یک‌شنبه اول محرم است. محرم ماه دل‌های بی‌آرزوست. این را می‌دانم. دل‌های کمی هستند که بی‌آرزو باشند. محرم ماه آشفتگان است.

محرم ماه آشفتگی است. این خوب است که محرم افتاده پاییز. یک‌جور شعله آشفتگی آدم را بالا می‌برد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 9:5 ] [ شاپرک ]

نیمه راه حجه‏الوداع، آغاز بیدارى چشم‏هاى زمینیان بود. آسمان، در بلندى‏ها، سکته‏اى ملیح کرد تا شعر شعور على، در سینه عاشقانش سروده شود. آن روز، نگاه محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، اشاره به جبروت کرد و آرامش على علیه‏السلام اشاره به ملکوت.

خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.
غدیر خم، عید تکمیل رسالت مبارک باد!

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 11:28 ] [ شاپرک ]

زهرا و نرگس شایسته فر از اعضاء فعال مرکز شماره 3 هستند.

حضور فعال این دو خواهر توانمند در فعالیتهای ادبی ،هنری و فرهنگی باعث درخشش آنان در مسابقات وجشنواره های مختلفی از جمله محیط زیست ، خانواده ،دستهای کوچک دعا و جشنواره رضوی ومهر مبین شده است.

برای این دو خواهر عزیز آرزوی موفقیت می کنیم.

[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 11:48 ] [ شاپرک ]

مراسم بزرگداشت هفته کتاب وکتابخوانی باشرکت دانش آموزان مدارس دخترانه هاجر وشهید محمد منتظری برگزارشد. این مراسم با همکاری مراکز شماره 3 و۷ومشارکت پایگاه سلامت اجتماعی روز یکشنبه تاریخ 15 آبان با اهداف زیر تدارک دیده شده بود:

 *بزرگداشت هفته کتاب وکتابخوانی

*بزرگداشت اعیاد قربان وغدیر

* آشنایی بافعالیت پایگاه سلامت اجتماعی واقع در پارک خیبر جنب مرکز

*معرفی کانون به دانش آموزان وامکان امانت کتاب به بچه ها

*برگزاری جشن تکلیف دانش آموزان

 

در راستای دستیابی به این اهداف برنامه های زیر اجرا شد:

*تلاوت آیاتی از قرآن

*سرود ملی جمهوری اسلامی

*سرود جشن تکلیف

*سخنرانی خانم ملکی مسوول پایگاه  

*سرود

*دکلمه

*اهدای جوایز مسابقه نقاشی با موضوع آزاد  

*قصه گویی

درپایان از زحمات بی دریغ دوستان وبانیان مراسم سرکار خانم حجت الهی وجناب آقای عرب تشکر وقدر دانی کرده وتوفیق روز افزون ایشان را از خداوند منان مسئلت دارم.

 

 

[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 13:24 ] [ شاپرک ]

   روز اول ماه بود. کارمندان حقوق خود را گرفته بودند ولی دست بر قضا

        صفر آن روز گمشده بود .کارمندان نا راحت و غمگین در میان حقوقشان

        به دنبال صفر می گشتند. همسایه ما هم ُبه دنبال ماشین صفر خودش

       می گشت. صفر در آن روز در یک آموزشگاه زبان بود که همه دانش آموزانش

        داشتند تجدید می شدند.

            داستانک بالا را آقای بهنام آقایی عضو خوب مرکز ۳ اراک نوشته است.این

      داستانک در مجله دوچرخه ضمیمه روز پنج شنبه روزنامه همشهری در تاریخ

       ۱۲/آبان /۹۰چاپ شده بود.

به این دوست خوبمان و مربیان زحمتکش و فعالش و بویژه خانم غلامی مربی خوب و مهربانش  تبریک می گوییم.

یک تشکر ویژه هم از کارشناس ادبی خانم کوچکی که زحمت ارسال آثار اعضاء بر عهده ایشان بوده است. پیروز و موفق باشید.

[ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 16:20 ] [ شاپرک ]
همیشه پیشرفت بچه هادلگرم کننده است واین بارهم اعضاء با آثار برگزیده شان درمسابقات ادبی آنقدر خوشحالمان کردند که تصمیم گرفتیم سکوتمان را با تبریک به این عزیزان بشکنیم.

برندگان مسابقه آفرینش:

خانم حوریا حسینی

آقای علی بابایی

آقای محمد جواد هاشمی

برنده مسابقه پرستو های بهشتی:

خانم حوریا حسینی

مثل همیشه قدرشناس زحمات بی دریغ مربی ادبی مهربان وتوانمند مرکز سرکارخانم زهرا غلامی هستیم که بالندگی اعضا دربخش ادبی تنهاباراهنمایی وهدایت ایشان حاصل می شود.

 

[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 16:27 ] [ شاپرک ]
اين كه نمي نويسم اصلا چيز بدي نيست. تنهايي آدم را عميق مي كند انقدر عميق كه گاهي يادت مي رود حرف زدن چطوري است.اصلا يادت مي رود ديگران هم هستند. خلاصه مي شوي به نگاه.به سكوت.به عمق

پيله هايت تنگ تر مي شود و براي ادم تنها يك اميد مي ماند كه از اين پيله پروانه اي بال بكشد كه يگانه باشد.

اكنون كه در عمق ايستاده ام. و صدايم صداي سكوت است. همهمه ي ديگران را بهتر مي شنوم.همهمه اي كه ادم را گاهي مي ترساند .

حالا كه خوب فكر مي كنم مي بينم امدن و رفتن ادمها فقط در روح ادم زخم هاي عميقي مي گذارد كه به اين زودي ها هم خوب نمي شود.

[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 16:12 ] [ شاپرک ]

غنچه ي مچاله
تقديم به بچه هاي مظلوم سومالي

نويسنده: محمد عزيزي (نسيم)

ناله هاي چرخ دستي اش كه ايستاد
    يك ورق
    از كتاب كهنه اي كه روي چرخ بود
    پاره كرد
    بعد پيرمرد
    چند تا كلوچه را
    روي آن ورق گذاشت
    دست من به سوي آن دراز شد
    ناگهان
    غنچه ي مچاله ورق كه باز شد
    عكس كودكي سياه
    - كودكي كه گوشه ي ورق نشسته بود-
    در ميان قاب چشم هاي من نشست
    او ميان دست هاي كوچكش
    ظرف داشت
    ¤¤¤
    آه! اي برادر سياه!
    كاشكي كلوچه هاي من
    در ميان ظرف خالي تو بود!

[ دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ] [ 16:37 ] [ شاپرک ]

خانم زهرا غلامی داودآبادی مربی ادبی مراکز اراک وداودآباد این بار در جشنواره رضوی خوش درخشید. در ششمین جشنواره ادبیات کودک و نوجوان رضوی که به میزبانی استان چهار محال و بختیاری برگزار شد رتبه اول را در بخش قطعه ادبی کسب کردند..این جشنواره در سه بخش کودک ونوجوان وبزرگسال برگزار شد . همچنین در جشنواره نامه ای به امام رضا ،نامه ی خانم زهرا غلامی از بین بیست ودو هزار وششصد اثر رتبه ی ششم را از آن خود کردند. این موفقیت را به ایشان تبریک می گوییم وبرایشان آرزوی سلامتی و نمره های قبولی بیشتر می کنیم!!

آقا سلام

 زائر نیستم ،مسافر نیستم ،کبوتر هم نیستم ،راستش من دخیل شدم .....

از وقتی زندگی ها گره خورد من هم گره خوردم به ضریح تو .

من دخیل شدم تا اشکهای زائرانت شجره نامه باران شوند .من دخیل شدم تا مرادم دهی .

راستش من زبان سبز آن کودکی هستم که میکروبهای نا خوانده به جانش شبیخون زده اند و جسم نحیف ولاغرش را با طناب توسل به پنجره فولاد تو گره زدند .

من پرسه های آن دخترک یتیمی هستم که دستهای نوازشگر بابایش را در زیر سایه ی گنبد طلای تو جستجو میکند.

اصلا من عصای پیرمرد خمیده ای هستم که فرزندش را در شلوغی سیاه بختی روان گردان با زنجیر جهالت گرفتار دیده است.

من سفیر دل ان دوشیزه ای هستم که دامادش را در نوخانمانی آرزوهایش ناکام دید وسبد ارتزاقش برای همیشه از انارهای دسترنج خالی ماند.

من ریش سفید آن آقازاده ای هستم که پشت منصب دنیا آخرتش گم شد . من ذکر دانه های تسبیح مادربزرگ فرسوده ای هستم که شب زمستان 64بلند بالای جوان رشیدش را در موجهای وحشی اروند به دست علمدار کربلات سپرد .

من گره روزنه های سقفی هستم که هر شب ،قطره های باران را بر قابلمه کودکان کارگر سرازیر می کند .

من التماس د نفسهای به  شماره افتاده آن شاپرک شیمیایی هستم که ماسکش را در سخاوت پدرانه اش نصیب دخترک معصوم سردشت کرد.

من گریه ای شبانه آن زندانی دربند هستم که کبوتر آزادی سالهاست از خانه اش پرکشیده است.

من ناله های العفو گناهکاری هستم که سجده های پشیمانی را در صف توبه کاران به پشیمانی می کشد .

من سکوت مسافرانی هستم که دردهای دلشان را در غوغای نقاره تو فریاد می زنند.

من مهر قبولی خرداد ماه  دانش آموزان کوشایی هستم که جبران رنج پدر و ایثار مادر را در زیر سایه عنایت تو جشتجو می کنند .

من ضامن سلامتی بنده هایی هستم که با مسئولیت بزرگ تو در جاده زندگی فاصله ها را طی میکنند.

من صدای ناقوس کلیسایی هستم که پیروان مسیحش شفا گرفته ا زسقاخانه تو گواهینامه مسلمانی گرفته اند .

من دوست دارم در یک شب معجزه ی تو ،در دستهای حیرت زذه ی مسافرانت تقسیم شوم. راستی مگر تو امید آخر نا امیدان نیستی ؟

مگر تو دکتر رضا نیستی ؟

تو دکتر همه ی دردها هستی .درد یتیمی ،درد بی خانمانی ،درد بی مادری و...

تو سلطان خراسانی ،این را پدر بزرگ ها می گویند و مادربزرگ ها تایید میکنند .پس سرت را برای اجابت و تایید تکان بده .

من دردهای آن بقچه روستایی هستم که خرمن زحماتش را برای دست بوسی تو پس انداز می کند .

امضا کن آقا .

که تو امشب مهماندار مسافران روستا باشی . .

راستی صاحب این جمله ها شب قدر را برای تو قدر دانست و کلمانتش را دخیل نگاه تو کرد تا صدایش کنی.

آقا دعوت نامه می فرستی؟

حتما..............؟

ساکم را ببندم!!!

باید بلیت بگیرم "قطعه ادبی 1" 

 

 

سلام، آقای مهربان زیارت نامه ها

پدربزرگم می گوید: باید از تو اذن دخول بگیریم ،

چیزی شبیه اجازه ،برای زیارت

و من می گویم :آقا، اجازه !

و تو از معلم هایی هستی که نه نمی گویی !!

پدر بزرگ می گوید :تو وقتی رمز شب های تاریک جنگ شدی

همه جا روشن شد .

می گوید :یا ثامن الحجج توی پیشانی ها که نشست ،

کارنامه مان

بوی خوب پیروزی گرفت .

مادر بزرگ زیر درخت بید می نشیند

 و از سایه تو می گوید که خیلی خیلی بزرگتر از سایه درخت بید است!

 وهمه زیر سایه ات آب می خورند 

  و آب از آب هم تکان نمی خورد،

 مادربزرگ می گوید: تو هیچ کس را بیرون نمی کنی

وبرای همه

جا توی بارگاه هست،

 می گوید: بارگاه تو مثل صف نانوایی نیست

 که بایستی  و خواهش کنی

وبه تو بگویند

نداریم،

  نوبت نمی رسد !!

مادر بزرگ می گوید :تو بزرگی

 و من مطمئنم

 از  علامت بزرگتر دفتر ریاضی ام هم بزرگتر هستی !!

پدربزرگ ،

این سالها

 تمام کوچه ی مان را شسته

از بس زائران تو را بدرقه کرده .

باید بلیت بگیرم

 تا گریه های پدربزرگم دیگر سرازیر نشود

 باید بلیت بگیرم

 تا یک بار دیگر پدربزرگ مثل کودکی هایش

 کبوترانش را نذر تو کند

 و توی حرم پر بدهد

 باید بلیط بگیرم

 تا قالیچه نذر مادربزرگ زودتر چیده شود .

         زهرا غلامی داودآبادی -   کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان  استان مرکزی

 

[ دوشنبه هجدهم مهر 1390 ] [ 11:46 ] [ شاپرک ]

 -         برگزاری مسابقه نقاشی با موضوع"دنیای من"

-         برگزاری مسابقه ادبی با تکمیل جملات نا تمام مثل :دنیا زیباست وقتی...

-         برگزاری کارگاه کاردستی (درست کردن اشکال حیوانات جهت یادآوری لزوم حمایت انسانها ازحیوانات ومراقبت از حیات وحش)

 

[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 8:59 ] [ شاپرک ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مرکزشماره 3اراک در بهار سال 1378 افتتاح شد.این مرکز در پارک خانه سازی قنات شهر اراک واقع شده است.مربی مسئول مرکز لیلی همتی-مربی فرهنگی:سیمین قربانی ومربی ادبی: زهرا غلامی ومربی هنری مرکز :ساره وفا ونیروی خدمات مجدا..نخعی. این مرکز 1115عضو دارد.براساس اطلاعات مندرج در نرم افزار کتابداری حدود 90درصد ازاولیاء اعضاء مرکزتحصیلات ابتدایی داشته واز لحاظ فرهنگی در سطح پایینی قرار دارند.لذا مربیان مرکز همواره با تلاش و همدلی واجرای هدفمندو برنامه ریزی شده .فعالیتها کوشیده اند.در جهت بالا بردن سطح اگاهی اعضاءوکشف استعداد های انان گام موثری بردارند.
امکانات وب